منزلت: پایگاه اجتماعی که فرد در یک گروه و یا یک گروه در یک جامعه اشغال می کند.


نقش: رفتاری که از فرد دارای یک منزلت معین انتظار می رود.


منزلت انتسابی: منزلتی که از بدو تولد به فرد اختصاص می یابد.


منزلت اکتسابی: منزلتی که با کوشش ولیاقت به دست می آید.


نقش کار بسته: شیو ه ای که فرد در عمل نقشی را ایفاء می کند.


نقش تجویز شده: شیو ه ای که جامعه از فرد انتظار دارد نقشی را اجراء کند.


تعارض از نقش: وضعیتی که بخاطر آن پدید می آید که شخص دارای یک یا چند منزلت است و آن منزلت ها


 چشمداشت های متناقضی را از نظر نقش ایجاب می کند.


دلزدگی از نقش: انجام دادن یک نقش از روی بی علاقگی و بی تفاتی.


الگوی نقش: شخصی که برایش اهمیت خاصی قایلیم و می کوشیم تا از رفتارش تقلید کنیم.


مجموعه ی نقش: روابط یک شخص با افراد دیگری که در هنگام ایفای یک نقش با آن ها در تماس قرار 


می گیرد.


فشار نقش: وضعیتی که زمانی پدید می آید که یک فرد به خاطر الزام های متناقضی که با یک نقش دارد، در


 برآورده ساختن چشمداشت های آن نقش با اشکال روبرو شود.


ناتوانی در ایفای نقش: ناتوانی یک فرد در ایفای یک نقش معین .


منبع: بروس کوئن؛ ترجمه ی محسن ثلاثی. -تهران: نشر توتیا، 1386