مدرنیزاسیون: «فرآیندهاى اجتماعى، اعم از بازار جهانى، سرمایه و گردش سرمایه، شرکت­هاى بزرگ و چندملیتى، تکنولوژى، نظام­ها و  وسایل ارتباط جمعی، ساز و کارهاى بوروکراتیک ، اشکال نوین نظام­هاى شهرى و...». این فرایند در حالت شدن یا صیرورت دایمى قرار دارد.

"این نشان ازجهان مدرنیته است که تمام امکانات را دارد اما با پیشرفت وپیچیده تر شدن نظام سنتی و جامعه ی سنتی کمرنگ تر شده وتمام اون فرهنگها و ویژگیهای قبل ازبین می رود وبه گفته ی برمن  بازنایستادن وحرکت کردن است.پس دیگرنمی توانیم به گذشته برگردیم و اون جامعه ی سنتی خود را داشته،اون فرهنگ اصیل را،چون باز اگر اون فرهنگ راداشته باشیم مطمئنا دچارتغییرات اساسی شده  است."

مدرنیسم:«فرآیندهاى تاریخى- جهانى مدرنیزاسیون به طیف متنوعى از خیال­ها و ایده ها دامن زده  و به انسان قدرت تغییر جهان را اعطا کرده است». این خیال­ها و ارزش­ها مدرنیسم است. اما نقش «پول» در این دوران چیست؟ از نظر برمن پول در دنیای مدرن به عنوان یک میانجی و واسطه حیاتی عمل می­کند. وی از لوکاچ نقل قول می­کند: «پول به مثابه امتدادیافته­ای از وجود آدمی، به مثابه قدرت و تسلط بر اوضاع و احوال مردم» یکی از نیروهای اساسی رشد و تحول است، زیرا در دنیای مدرن محک و معیار هر انسان، فعالیت بی­وقفه­ی اوست و در این جهان، قانون «تو همانی _ که هستی» حکم­فرما­ست و امتداد حیات بشری تنها واجد داشتن هدفی غایی­ست. 

"درجامعه ی مدرنیته انسانها بایدپیوندخویش را باجامعه های مدرنیته قبل حفظ کنندتا دچار سر درگمی و تقلید و زندگی تکراری و تقلیدی نشوند و انسان آزاد باشد.وبنده ی خویش باشد نه کس دیگری. "